ما و آنها
همه مان روی هم رفته فقط آدم های معمولی هستیم
من و تو
فقط خدا می داند که دلخواه ما این نباشد
از پشت سر فریاد زد "به پیش"
و سرباز های خط مقدم به خاک افتادند
و ژنرال نشست و خط های نقشه جابه جا شدند
سیاه و کبود و زخم و زیلی
هیچ کس به هیچ کس نیست، شیر تو شیر عجیبی است
آخرش هم باید دور خودت بگردی و بگردی و بگردی!
مرد پوستر به دست گفت "مگر نشنیده ای که این فقط یک جنگ زرگری است ؟"
مرد تفنگ چی گفت: "گوش کن پسرم"
آن تو برای تو هم جایی هست
بی پول و پله
کاریش نمی شود کرد، اما همه جا فراوان است
پول دار و بی پول
و کی انکار می کند که همه جنگ ها بر سر همین است ؟
بیرون از راه، روز شلوغ و پر کسب و کاری است
فکر هایی در سرم دارم برای دلیلی
پیر مردی که پول چای و یک تکه نان را نداشت، مُرد
نوع مطلب :
برچسب ها :