باز هم شب
مثل همیشه
فکر و جسمی خسته
سکوت و تنهایی
خلوت من و گیتار
باز هم مثل همیشه
انگشتان سرد
سیم های فلزی
فلزی سخت و بی روح
در ذهنم
نت ها را میبینم و مینوازم
ترانه ای زیبا
حاصل بوسه سیم های بی روح
و انگشتانی سرد
چگونه ممکن است ؟
ترانه ای که حاصل
فریاد دل است
شکایتی از پیمان های
فراموش شده
شاید خاطره انگیز باشد
برای خیلی ها
کسانی که خیلی ها بودند
و خیلی ها که هیچ کسی نبودند
بهانه ای برای کودک بهانه گیر خیالم
شاید که آرام گرفت
نوع مطلب :
برچسب ها :