از مسیرت خارج نشو
در راستای تابش نور
همچنان که نسیم به صورتت برخورد میکند
صدای قلبت را میشنوی
زمان میگذرد و دیگر باز نمیگردد
فرصتی برای اشتباه نیست
آنچه که میشنوی
چیزی نیست جز
صدای قلبم
از اعماق وجودم
چشمانت را ببند و در تاریکی دیدگانت
پنهان خواهم شد
راهت را پیدا کن
مسیری به سرزمین آفتاب سوزان
گمراه فریب ها نشو
دری به سرزمین سوگند های فراموش شده
شاید آسان پیدا شود
آسان باز شود
ولی سرانجامی خوش
آنچه که انتظارش را میکشی
در انتظارت نیست
سکوت



نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 30 مهر 1390 :: توسط : Mind Service

یكی دیگه مثل پسته است
سرش تو شعر و قصه است
یكی دیگه مثل فندوق
پول میچینه تو صندوق
یكی دیگه دست به فرمونه
دلش مثل كامیونه
نیسان بارش تربچه است
درد و دلش یه بقچه است
آجر بار فرغونه
دلش خیلی داغونه
چرا نفست در نمیاد ؟
خون دلت بند نمیاد ؟
آینه بذار رو طاقچه
غم ها رو بپاچ تو باغچه
لبخند و عشق و بوسه
اسدی شاعر طوسه ؟
نرگس و یاس و پونه
طفلی دلش جوونه
حیفه تنها بمونه
سرخیه لپ و گونه
سرت رو بذار رو شونه
ببار و ریشه كن كن
كمر بدی رو خم كن
دلت رو بزن به دریا
راهتو بكش به صحرا

ادامه دارد...




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 28 مهر 1390 :: توسط : Mind Service

یکی ذهنش بیداره
یکی پشتش میخاره
یکی از زور خستگی
چشم هاش رو هی میماله
یکی لبش خشک شده
قطره ای آب آرزوش
یکی همه امیدش
پرپر میشه روبروش
یکی تو فکر سایس
هلاک شده از گرما
یکی دیگه سردشه
چایی میخوری ؟ بفرما
یکی دیگه هست که تنهاست
فقط به فکر درس هاست
شب و روزش کتابه
نسوزه ماهی تابه !

ادامه دارد...




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 25 مهر 1390 :: توسط : Mind Service

یكی تو راهه
یكی تو چاهه
یكی كنارته
به فكرته
یكی كه نیست
دیوونه كه نیست
همش میخنده
از شدت غم
در رو میبنده
میخواست بمونه
حرف دلت رو
باید بدونه
یكی مریضه
حسش نیست
یكی كه خستس
فكرش نیست
یكی تو كوچه باغی
یكی تو جاده خاكی
یكی از دِه میاد
با مهر میاد
یكی اومد از شهر
فروخت كلیشو از فقر
یكی دیگه میمونه
از فرط غم میخونه

ادامه دارد...



نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 24 مهر 1390 :: توسط : Mind Service

یکی تو دلش میخنده
یکی دیگه زود میرنجه
یکی تو دلش میمونه
یکی رو دلش میمونه
یکی که خیلی زرنگه
همیشه کارش میلنگه
یکی که خیلی عقل کله
سرش کلاه میذارن
یکی دیگه ساده میاد
خودش میره
توی دل خونه میکنه
بیرون نمیره
اونیکی خیلی معصومانه میاد
با پرویی میمونه
با خنده های مرموز
برانداز میکنه
فکرش فاسده
ذهنش خرابه
افکارش پوشالیه
اهدافش بچه گانه
دیروزش تباه
فرداش سیاه
یکی دیگه هست
همیشه بوده
همیشه هم هست
خیلی ساکت میاد
خیلی ساکت میره
یکی دیگه هست
چوب کم روییش رو میخوره
یکی دیگه هست
نون پرروییش رو میخوره
یکی دیگه هست خودش سر معرکست
یکی دیگه هست
کلاش پس معرکست
یکی عاقله
یکی نادون
یکی میدونه
یکی نمیدونه
یکی دیگه هست
میبینه نمیخونه
یکی میخونه
بازم نمیدونه
یکی دیگه هست به فکرته
یکی دیگه هست به فکرشی
یکی تنهاست
یکی آشناست
صد تا غریبن
مهری ندیدن
دیرت شده
کاری نداری
گیرت شده
راهی نداری
دل گیر میشی
نا امید میشی
تنها میشی
خسته میشی
چراغ خاموش میشه
پرده ذهنت
تیره و تار میشه
کودکی بود
فرشته درون ما
چه ساده خندید
چه ساده فهمید
چه ساده بود
در تاریکی اتاق
غیبش میزنه
کجا رفت ؟
چجوری رفت ؟
واسه چی رفت ؟

ادامه دارد ...




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 24 مهر 1390 :: توسط : Mind Service

با اولین ضربه تپش قلبت از خواب می پری
در دریای اندیشه ها و یادهای گذشته دور بادبان کشیدی
خواب و خیال هایت با واقعیت های سخت و خشن در می آمیزد
و آنگاه وقتی بادبان برافراشته شد
میبینی که چشم هایت از اشک نمناک است
همه ترس هایی که هرگز به سخن در نیامده اند
به تو میگویند تصمیم نهایی ات را بگیری
تو کیستی که بگویی بر علت و انگیزه کارهای جهان آگاهی ؟
در زیر آسمان بی پایان
بعضی به دنیا می آیند
و بعضی میمیرند
جنگ در میگیرد
صلح میشود
اما سر انجام روزی همه چیز از کار می افتد
فولاد هم زنگ خواهد زد
انسان های مغرور همه خاک میشوند
و در نهایت
زمانه همه چیز را رو به راه میکند
و این ترانه به پایان میرسد :)




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 8 مهر 1390 :: توسط : Mind Service
درباره وبلاگ

چرا باید از مرگ بهراسم؟


مدیر وبلاگ: Mind Service
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو